هانه میران
لغت نامه دهخدا
هانه میران.[ ن َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان تیلکوه بخش دیواندره شهرستان سنندج است. در 70 هزارگزی شمال باختری دیواندره و 3 هزارگزی جنوب شوسه دیواندره به سقز، کنار رودخانه خورخوره واقع شده.کوهستانی و سردسیر و دارای 160 تن سکنه کردزبان است. آب آن از چشمه و محصولات آنجا غلات، توتون، حبوبات،عسل، روغن و پشم میباشد. اهالی زارع و گله دارند. راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمله سازی با هانه میران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قصاص شرع چون میرانی ای گنج شود کل آشکارا بیغم و رنج
💡 به زکات حسن رویت نظری بدین گدا کن همه خواجگان نباشند و توانگران و میران
💡 شد آن زمانه که او انس رادمردان بود شد آن زمانه که او پیشکار میران بود
💡 خورشید روزگار جهاندار بوالخلیل جعفر که هست مفخر میران روزگار
💡 توسن طبع و هوا سر داده میرانی کجا دور از مقصد شدی آخر عنانی تاب ده
💡 خاکسار از تیغ او شاهان گیتی سر بسر خاکبوس از پیش او میران عالم روزبار