قتلو

لغت نامه دهخدا

قتلو. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خورخوره بخش دیواندره شهرستان سنندج. واقع در 62000 گزی شمال باختر دیواندره و 16000گزی جنوب شوسه دیواندره به سقز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی، سردسیر و سکنه آن 180 تن است. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آنجا غلات، توتون و پنبه و ارزن و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان خورخوره بخش دیواندره شهرستان سنندج واقع و در ۶۲٠٠٠ گزی شمال باختر دیواندره و ۱۶٠٠٠ گزی جنوب شوسه دیواندره به سقز.

جمله سازی با قتلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایل قتلو یکی از ایلات استان کرمان است که از نظر زمانی، جزو اولین ایلات ترکی است که به استان کرمان وارد شده است. این ایل مرتبط با سلجوقیان کرمان است.

💡 در جنوب استان کرمان و در شهرستانهای رابر، بافت، ارزوئیه و جیرفت ایل قتلو حضور دارند و نسب خود را به سلجوقیان کرمان می‌رسانند، فامیلهای سلاجقه بازماندگان این ایل هستند. در تذکره صفویه از ایل قتلو به همراه ایل بچاقچی در کرمان نام برده شده است احمدخان وزیری در دوره ناصرالدین شاه ایل قتلو را ترک‌زبان و ساکن اقطاع (بافت و رابر) و صوغان دانسته است

💡 گفتم ز فضولی من: « ای شاه خوش روشن این کار چه کار تست ؟! کو سنجر و کو قتلو »

💡 و بایعوا خالهم من بعد ما قتلو بامر هانعثلا با الغی مشتغل

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز