نیمه تبسم

لغت نامه دهخدا

نیمه تبسم. [ م َ / م ِ ت َ ب َس ْ س ُ ] ( اِمرکب ) تبسم و لبخندی به غایت ظریف، بی آنکه لبها از هم گشوده شود و بانگی برآید: من او را با خنده ای فراخ ندیدم الا نیمه تبسم. ( تاریخ بیهقی ص 51 ).

فرهنگ فارسی

تبسم و لبخندی بغایت ظریف بی آنکه لبها از هم گشوده شود و بانگی بر آید.

جمله سازی با نیمه تبسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سپر وز خود و از فرقش گذشت شد دو نیمه زودو از اسبش بکشت

💡 ز لشکر یکی نیمه افزون ندید دژم گشت و باد از جگر برکشید

💡 ز ایرانیان دشت چون پشته شد ز توران یکی نیمه را کشته شد

💡 از آن روز یک نیمه بگذشته بود کزیشان دو بهره فزون کشته بود

💡 از درون سوزناک و چشم تر نیمه‌ای در آتشم نیمی در آب

💡 بخون گشته شبیخون در گذشته ز شب یک نیمه افزون درگذشته

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز