نیمه بربسته رو

لغت نامه دهخدا

نیمه بربسته روی. [ م َ / م ِ ب َ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) که نیمه ای از صورت را در نقاب نهفته است. که نصف روی را پوشانده است:
بگشتی در اطراف بازار و کوی
به رسم عرب نیمه بربسته روی.سعدی.

جمله سازی با نیمه بربسته رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (آنچه براى ما پيش آمده است خود مى نگريد، راستى كه روزگار، دگرگون و زشتگشته است. نيكيها و شايستگيهاى آن پشت كرده و رخت بربسته است....)

💡 در دورهٔ شوروی، این موضوع بستری را فراهم نمود تا همهٔ میراث و آفرینش‌های (ادبی، نمایشی و موسیقی) یهودیان کوهی به تات‌ها بربسته شود؛ در حالی که آن‌ها هیچ نقطهٔ مشترکی با آن میراث نداشتند.

💡 هرکه آمد چند روزی جا در این کاشانه کرد آخر از این ششدر بربسته بر در می‌زند

💡 هان ! پيشامدها و رويدادهاى روزگار ما، همينهاست كه مى نگريد، اوضاع روزگاردگرگونى منفى يافته، زشتيها و ضدارزشها آشكار و ارزشهاى انسانى و اخلاقى وفضيلتها از محيط زندگى جامعه رخت بربسته است.

💡 چو دارم در رهش پیدا سری بربسته چون نامه کنم پادرشکم پنهان و چون طومار می‌گردم

💡 بهر زینت خلق بر دستار خوش پیچیده اند غافلند از آن که بر سر درد سر بربسته ایم

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز