نیم ستبر
مترادفها
نیم قرن، پنجاه سال
فرهنگستان زبان و ادب
{mediocris} [علوم جَوّ] گونه ای از ابرهای کومه ای با گسترش قائم متوسط که در قلۀ آن برجستگی های نسبتاً کوچکی دیده می شود
جمله سازی با نیم ستبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بازو قوی کرد و دندان ستبر براندایدش دایه پستان به صبر
💡 بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ آسترها آن فراش از دیبا ستبر.
💡 به گردن ستبر و به سینه فراخ ز پیشانی آنکه برون کرده شاخ
💡 وَ حَدائِقَ غُلْباً (۳۰) و بوستانهای بزرگ و درختهای ستبر.
💡 سر ستبر و نیرومند این نژاد نشاندهنده آن است که اسبهای جنگی بودهاند.
💡 تو همچون كوه بودى اما كوهى ستبر و استوار كه در برابر طوفان نلغزند...