خم ابر
مترادفها
ابروی خمیده
فرهنگستان زبان و ادب
{nephcurve} [علوم جَوّ] در اَبرکاوی، خطی که بخش قابل ملاحظه ای از یک سامانۀ اَبر را محدود می کند تا استخراج اطلاعات برای تحلیلگر آسان تر شود
جمله سازی با خم ابر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیغ تو ابر بود و سپر آفتاب بود کردند جنگیان تو خم ابر و آفتاب
💡 شاعر با توصیف خم ابر در آسمان، قصد داشت زیبایی چشمنواز و سنگینی ابرها را در هنگام بارش باران به تصویر بکشد.
💡 منظرهی تماشایی خم ابر در غروب خورشید، چشم هر بینندهای را به خود خیره میکند و حسی از آرامش و شکوه را منتقل مینماید.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، خم ابر اغلب به عنوان استعارهای برای گریهی آسمان و هماهنگی با غمهای دل عاشق به کار میرود.