لغت نامه دهخدا
نیزه قورچی سی. [ ن َ / ن ِ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) نیزه دار. ( از سازمان اداری حکومت صفوی ص 87 ) ( فرهنگ فارسی معین ).
نیزه قورچی سی. [ ن َ / ن ِ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) نیزه دار. ( از سازمان اداری حکومت صفوی ص 87 ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) نیزه دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۶۳۴میلادی، عبدالعزیز چهاربار به خراسان حمله کرد که در بعضی تقریباً موفق بود و در بعضی نتیجهای نگرفت. در یکی از این یورشها در سال ۱۰۴۴ ه. ق، بیست هزار سپاهی ازبک به قصد مشهد و سبزوار حرکت کردند؛ اما چون سردار خراسان، امیرخان قورچیباشی به موقع خبردار شد، طی نبردی توانست شکست سختی به ازبکان وارد کند و آنان با سه هزار کشته و تعداد زیادی اسیر عقبنشینی کردند.