لغت نامه دهخدا
نورد دادن. [ ن َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) جولان دادن: در میدان مبارزت اسب را نورد می داد و این بیت ها می گفت. ( ابوالفتوح چ سنگی ج 2 ص 172 ).
نورد دادن. [ ن َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) جولان دادن: در میدان مبارزت اسب را نورد می داد و این بیت ها می گفت. ( ابوالفتوح چ سنگی ج 2 ص 172 ).
جولان دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جستم از نامههای نغز نورد آنچه دل را گشاده داند کرد
💡 شمار کج روی دوست در نظر دارم درین نورد ندانم که آسمان چندست
💡 فلک، در نورد و تو در خوابگاه تو مدهوش و در شبروی مهر و ماه
💡 ای دل غمدیده با دوران بساز یا برو طومار دعوی در نورد
💡 نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود برای ورد مرا ترک من همی پرورد