لغت نامه دهخدا
نوای کاسه گر. [ ن َ ی ِ س َ / س ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام لحنی است از الحان موسیقی. ( جهانگیری ):
کاس بخندید کز نشاط سحرگاه
کوس بشارت نوای کاسه گر آورد.خاقانی.
نوای کاسه گر. [ ن َ ی ِ س َ / س ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام لحنی است از الحان موسیقی. ( جهانگیری ):
کاس بخندید کز نشاط سحرگاه
کوس بشارت نوای کاسه گر آورد.خاقانی.
نام لحنی است از الحان موسیقی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرمهٔ خامشی دهد، بلبل خوش نوای را چون به سخن درآورم، خامهٔ مشکسای را
💡 هرجا نوای عین و سوا میخورد به گوش از پردهٔ تو یا ز لب من شنیدهاند
💡 بوی خون می آید امروز از نوای بلبلان تا کدامین سنگدل گل از گلستان چیده است
💡 نالهام تا بود کم، صائب اثر بسیار داشت بیاثر کردم ز بسیاری، نوای خویش را
💡 هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد خا ر چشمم می خراشد، گل دماغم می گزد
💡 جمله بی برگ و نوایان چمن را هر دم از گهرباری ابر کرمش، برگ و نواست