لغت نامه دهخدا
نمک چال.[ ن َ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ززوماهرو از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که 350 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
نمک چال.[ ن َ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ززوماهرو از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که 350 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از دهستان ززوماهر و از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که آبش از چشمه و قنات محصولش غلات و لبنیات شغل اهالی زراعت و گله داری است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک شور محشر نفروشد به لب یار نمک
💡 مکن ملامت و بر سوخته نمک مفکن ز جنگ دست بدار و مرا عذاب مدار