نمک چال

لغت نامه دهخدا

نمک چال.[ ن َ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ززوماهرو از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که 350 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ززوماهر و از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که آبش از چشمه و قنات محصولش غلات و لبنیات شغل اهالی زراعت و گله داری است ٠

جمله سازی با نمک چال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک شور محشر نفروشد به لب یار نمک

💡 مکن ملامت و بر سوخته نمک مفکن ز جنگ دست بدار و مرا عذاب مدار

💡 گردشگران در هنگام بازدید از منطقه نمک چال، از تماشای مناظر خیره‌کننده و لایه‌های سفید و درخشان نمک که در سطح زمین گسترده شده، لذت بردند.

💡 استخراج مواد معدنی از دل یک نمک چال بزرگ، نیازمند تجهیزات بسیار سنگین و مدیریت دقیق جریان آب برای جلوگیری از تخریب محیط زیست اطراف است.

💡 در فصل تابستان، حرارت شدید خورشید باعث تبخیر سریع آب در نمک چال می‌شود و لایه‌های ضخیم و سفیدی از نمک را بر سطح زمین باقی می‌گذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران