لغت نامه دهخدا
نغزناک. [ ن َ ] ( ص مرکب ) لطیف. پرلطف. سخت لطیف. ( یادداشت مؤلف ):
بگویش که من نامه نغزناک
فراز آوریده ستم از مغز پاک.عنصری.
نغزناک. [ ن َ ] ( ص مرکب ) لطیف. پرلطف. سخت لطیف. ( یادداشت مؤلف ):
بگویش که من نامه نغزناک
فراز آوریده ستم از مغز پاک.عنصری.
لطیف. پر لطف. سخت لطیف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعدى شيرازى در گلستان اين واقعه را در اشعارى نغز چنين سروده است:
💡 تا شیر گه جنگ بود چیرهتر از یوز تا بازگه صید بود نغز تر از خاد
💡 میر دریا دل باذل که همه کارش همچو گفتارش نغز و ستوار آید
💡 بدین گفتار نغز و لابه چون نوش به مغز بیهشان باز آوری هوش
💡 سعدى شيرازى در گلستان شرح اين واقعه را د راشعارى نغز چنين سروده است:
💡 سعدى شيرازى در گلستان شرح اين واقعه را در اشعارى نغز چنين سروده است: