( نعره برآوردن ) نعره برآوردن. [ ن َ رَ / رِ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) غریو کشیدن. بانگ زدن. فریاد کشیدن: چو رستم شنید این سخنها تمام برآورد یک نعره و گفت نام.فردوسی.شوریده ای که در آن سفر همراه ما بود نعره برآورد و راه بیابان گرفت. ( گلستان سعدی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند او را به خاطر سكوت اخلاقى پر معنايش (ابن سكيت ) مى خواندند، ولى اينفرياد، آخرين سكوتهايش را جبران كرد، و همه قهقهه ها و نعره هاى پليدمتوكل را نابود نمود، و اين درس را آموخت كه بين ما و رژيم طاغوتيان تنها خون حكم مىكند.
💡 یک بچه شیر نمیتواند نعره بزند به همین دلیل از باغ وحش فرار میکند و پدرش به همراه یک کوالا یک سنجاب، یک زرافه و یک مار به دنبال او میگردند و در نهایت او را از دست یک گله بوفالو و در یک جزیره آتشفشانی فعال نجات میدهند.
💡 دل نعره میزند که بکش خویش را ز عشق ور جمله جان نگردی دل را بحل مکن
💡 منم که طوف حرم کرده ام بتی به کنار منم که پیش بتان نعره های هو زده ام
💡 باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق باز برآمد ز جان نعره و هیهای عشق
💡 هر کو گل رخسار تو یکبار بهبیند گر جامه در آن نعرهزنان شد شده باشد