لغت نامه دهخدا
نسخه طبیب. [ ن ُ خ َ / خ ِ ی ِ طَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیشاران. پاره ای از کاغذ که طبیب به روی آن دوا و دستورالعمل بیمار را می نویسد و صورت داروها و ترتیب ساختن آنها. ( ناظم الاطباء ). نسخه حکیم. رجوع به نسخه و نسخه حکیم شود.
نسخه طبیب. [ ن ُ خ َ / خ ِ ی ِ طَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیشاران. پاره ای از کاغذ که طبیب به روی آن دوا و دستورالعمل بیمار را می نویسد و صورت داروها و ترتیب ساختن آنها. ( ناظم الاطباء ). نسخه حکیم. رجوع به نسخه و نسخه حکیم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجنون چو نسخه از رخ لیلی گرفته است دیگر ز پرده داری محمل چه فایده؟
💡 از این نسخه مشو غافل که پیوست هر آنچه تو در او بینی درین هست
💡 بر رنگ و بوی صد چمن آشفتگی نوشت زان طره نسخهایکه به دست صبا رسید
💡 هر بلبلی که از رخ گل نسخه برگرفت عیش بهار فصل خزان زیربال کرد
💡 رخت ز نسخه باغ ارم نمود مثال دهانت از لب آب حیات داده نشان
💡 در دعویکمالات صد نسخه لاف فضلم اما نیام به معنی در هیچ باب نیمی