فرهنگستان زبان و ادب
{clearance rate} [علوم نظامی] سنجه ای مرسوم در ارزیابی کارآمدی تحقیقات پلیس که از نسبت تعداد جرائم گزارش شده یا کشف شده به جرائمی که ازطریق دستگیری یا دیگر روش ها منتفی شده است به دست می آید
{clearance rate} [علوم نظامی] سنجه ای مرسوم در ارزیابی کارآمدی تحقیقات پلیس که از نسبت تعداد جرائم گزارش شده یا کشف شده به جرائمی که ازطریق دستگیری یا دیگر روش ها منتفی شده است به دست می آید
سنجهای مرسوم در ارزیابی کارآمدی تحقیقات پلیس که از نسبت تعداد جرائم گزارششده یا کشفشده به جرائمی که ازطریق دستگیری یا دیگر روشها منتفی شده است به دست میآید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرخ باسوادی نیز در مناطق روستایی استان ایلام در آن سال ۹/۸۱ درصد بود.
💡 تدبیر نمد کن به نمد گر شو ازیراک تا نرخ بپرسی تو به دی ماه رسد سال
💡 چو حال اینست بده ساقی آن سفال شراب که نرخ آن به ترک هزار گنجینه ست
💡 دیدار را که نرخ به جان بسته بود عشق دیگر از آن گذشت و ز جان برتر اوفتاد
💡 متاع کاسد من زو گرفت نرخ بلند رواج یوسف من کرد گرم ازو بازار