نان بیار

لغت نامه دهخدا

نان بیار. ( نف مرکب ) نان آور. نان آورنده. نان پیدا کن. آنکه معاش خانواده را تأمین کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نان آور

جمله سازی با نان بیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب بنای عقل مگر گردد از شراب خراب

💡 وفای کس بوفای نگار ما نرسد بحسن و خلق و وفا کس بیار ما نرسد

💡 کسی که نزد تو این نظم بر زبان راند تو دست سوی دهانش برو بیار شکر

💡 بلب رسید مرا جان، مده دمم زین بیش پیام یارچه داری؟ بیار، هان برسان

💡 بیار باده که اندر خمار خمارم خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم

💡 ای باد! اگر روی، به سر کوی دلبرم همراه خود بیار، به من بوی دلبرم

💡 قبل از اینکه از سر کار برگردی، لطفاً حتماً چند تا نان تازه و گرم از نانوایی پایین کوچه نان بیار تا بتوانیم شام را سریع‌تر آماده کنیم.

💡 اگر می‌توانی، وقتی داری از مغازه می‌آیی، حتماً چند تا نان بیار چون مهمان‌های عزیز ما قرار است نیم ساعت دیگر به خانه برسند.

💡 خواهش می‌کنم وقتی از بازار برمی‌گردی، حتماً برای صبحانه فردا هم کمی نان بیار تا مجبور نباشیم صبح زود دوباره به نانوایی برویم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران