نان باره

لغت نامه دهخدا

نان باره. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) نان طلب. نانجوی. نانخواه.

فرهنگ فارسی

آنکه درطلب نانست نان جوی نان خواه: کندتازه نانباره هرکسی در آن باره سازدنوازش بسی. ( نظامی.گنجینه گنجوی.ص ۱۵۳ )

جمله سازی با نان باره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس که برین باره کوه و دشت که بینی ابر زمستان گذشت و باد بهاری

💡 آیم اگر بخویش دگر باره جان دهم آن خواب را که روزی من شد در آن سحر

💡 رفت عیسی عاقبت زانجایگاه چون دگر باره فرود آمد براه

💡 همه شب همی دوش خوردم دریغ که گر باره کُشته نگشتی به تیغ

💡 نه با من چند باره عهد کردی که هرگز روزی از من برنگردی

💡 یارم به تفرج چمن بیرون شد بر باره چو مه سوار برگردون شد

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز