نان اتش روی
لغت نامه دهخدا
( نان آتش روی ) نان آتش روی. [ ن ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
( نان آتش روی ) کنایه از آفتاب عالمتاب
جمله سازی با نان اتش روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتْ گفتِ تو چو در نان سوزنست از دل من تا دل تو روزنست
💡 دیده یم و کان ازو بضاعت خود کرده به نان جو قناعت
💡 گشت خائین ولی نعمت را سختش آخر گرفت نان و نمک
💡 جمله میگفتند ای مرد گدا نیست ما را نان پدید آرد خدا
💡 حضرت به هر يك از آن افراد كه مى رسيد، يك قرص نان از درونزنبيل برداشته و كنار او مى گذاشت؛ و به همينمنوال تا آخرين نفر به هر كدام يك قرص نان داد؛ و سپس با هم برگشتيم.