ناسازگاری پایگاهی
مترادفها
عدم تطابق، ناهمخوانی
فرهنگستان زبان و ادب
{status inconsistency} [جامعه شناسی] عدم هماهنگی و سازگاری میان موقعیت و حیثیت اجتماعی فرد از یک سو و پایگاه اکتسابی او در جامعه از سوی دیگر
ویکی واژه
عدم هماهنگی و سازگاری میان موقعیت و حیثیت اجتماعی فرد از یکسو و پایگاه اکتسابی او در جامعه از سوی دیگر.
جمله سازی با ناسازگاری پایگاهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسمان تا بود، در ناسازگاری طاق بود راست نامد این کمان هرگز به بازوی کسی
💡 روانشناسی بالینی دانش، نظریه و رفتار فرد را به منظور پیشبینی، درک و تسکین مشکلات مربوط به ناتوانی، ناراحتی و ناسازگاری ترکیب میکند و انطباق، سازگاری و توسعه فردی را ترویج میکند.
💡 نانسی رابینسون در سال ۲۰۰۵، بعد از ۴۱ سال ازدواج، درخواست طلاق کرد و به عنوان علت، به ناسازگاری و اختلافات آشکار اشاره نمود.
💡 اصلاح ناسازگاریها به روشهای مختلفی و با استفاده از تعدادی از فناوریها یا نتایج تحقیقات میدانی حاصل از مطالعات در سایر رشتهها انجام میگردد.
💡 چنان ناسازگاری عام شد در روزگار ما که طفل از شیر مادر استخوان اندر گلو دارد؟
💡 در شگفت از تن پرستانم که با مردان راه ناگزیر ستند در ناسازگاری داشتن