میدان ارا

لغت نامه دهخدا

( میدان آرا ) میدان آرا. [ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) میدان آرای. آراینده میدان. میدان آراینده. سوارکار ماهر که در میدان جنگ یا گوی بازی با اسب هنرنمایی کند. مرد کارزاری که در آوردگاه هنرها کند.

فرهنگ فارسی

( میدان آرا ) میدان آرای آراینده میدان میدان آراینده

جمله سازی با میدان ارا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یقین میدان که بس مشکل فتادست که گر بستند پایم دل گشادست

💡 میدان به کام خاطر و گوئی نمیزنی باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی

💡 طلب نمود مبارز هر آنچه از ایشان کسی ز لشکر کفار نامدش میدان

💡 باز چون شاه عزم میدان کرد عالمی را هلاک از جولان کرد

💡 چون به میدان رسید شاه و سپاه مهر درویش تافت در دل شاه

💡 از تاب دو چوگان سر زلف تو یارا سرگشته میدان تو گشتیم چو گویی

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز