لغت نامه دهخدا
مگس قاپ. [ م َ گ َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به مگس گیر ( معنی آخر ) شود.
مگس قاپ. [ م َ گ َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به مگس گیر ( معنی آخر ) شود.
( اسم ) مگس گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگس روح نشسته به لبت چون گویم خیز گوید که چسان از سر جان برخیزم
💡 على (ع ) به عمر فرمود: اى پسر صهّاك، ما را در خلافت حقّى نيست، ولى براى تو وفرزند زن مگس خوار هست ؟!
💡 دهان بیاد تو گر خوش نمی کنند این خلق ز بی کسی مگس اینچنین شکر کس نیست
💡 مگس وارم، بتلخی، چند رانی؟ سوی خویشم خوان که بر گرد لب شیرین همچون شکرت گردم
💡 همدم پروانه ام اما بصورت طوطیم از مگس دارم نژاد اما بمعنی شب پرم
💡 وی در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۵۲ در مگس وزن کشتی آزاد توانست مدال طلا کسب کند.