مویز اب
لغت نامه دهخدا
مویزاب. [ م َ ] ( اِ مرکب ) یک قسم مشروب ترش ویا مسکری که از مویز و آب ترتیب می دهند. ( ناظم الاطباء ). مویزآب را به عربی نبیذالزبیب خوانند، چنانکه شراب عسلی را نبیذالعسلی و شکری را نبیذالشکر و شراب خرما را نبیذالتمر گویند. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). باده کشمش. شراب کشمش. شراب انگور. بوزا. فقاع.( ملخص اللغات ). || فرفخ. پرپهن. رجله. بقلةالحمقاء. تخمگان. نحله. بیخله. ( یادداشت مؤلف ). خرفه. ( لغت فرس اسدی نسخه خطی واتیکان چ پاول هرن ).
فرهنگ فارسی
( مویز آب ) ( اسم ) قسمی مشروب مسکر که از مویز و آب ترتیب دهند.
جمله سازی با مویز اب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خزان به سُخره کند گاه گوشوار مویز به گوش پیرزن گوژپشت طارم تاک
💡 نبود آن مویز باغ تمام بل بود همچو جرعه ای از جام
💡 کودک خرد بیخرد بدهد زر سی دانه را به نیم مویز
💡 روزی به دست طفل شود کشته بیگمان چون بنگری گلو بر بز جز مویز نیست
💡 بستان این مویز و رو حالی خود ببر پیش شیخ غزالی