لغت نامه دهخدا
موش موشک. [ شَک ْ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح عامیانه کودکان ) نوعی بازی است که بیشتر به قایم موشک معروف است. غایب موشک. غایب باشک. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به قایم موشک شود.
موش موشک. [ شَک ْ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح عامیانه کودکان ) نوعی بازی است که بیشتر به قایم موشک معروف است. غایب موشک. غایب باشک. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به قایم موشک شود.
( اسم ) نوعی بازی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موشک از شوق جَست و شد بدرون تا که او جَست، بانگ در بر خاست
💡 سبزه در صحن چمن تا جهد از جا می خواست گلبن از ریشه به بازیچه دواند موشک
💡 گشته از صد برگ،روشن هر طرف مهتابیی رفته چون موشک ز هر سو تاکها بر آسمان
💡 برد این موشک ۱۳۰ کیلومتر بود و در آزمایشها تا ۱۶۰ کیلومتر نیز موفق بود.