منکه ٔ هندی

لغت نامه دهخدا

منکه هندی.[ م َ ک َ ی ِ هَِ ] ( اِخ ) یکی از نقله کتب از هندی به عربی و او از جمله اسحاق بن سلیمان بن علی الهاشمی بوده است. ( ابن الندیم ) ( یادداشت مرحوم دهخدا ). یکی ازاطباء و نقله و مترجمین از هند، معاصر یحیی بن خالد و اسحاق بن سلیمان بن علی الهاشمی، طبیب بیمارستان و او کتاب سسرد را که به منزله کناش است در ده مقاله به امر یحیی بن خالد تفسیر کرد و نیز کتاب اسماء عقاقیر هند را برای اسحاق بن سلیمان ترجمه کرده است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به ابن الندیم و الحلل السندسیة ص 37 و عیون الاخبار ج 1 ص 24 و 25 و تاریخ علوم عقلی صفا ذیل کنکه و عقدالفرید ج 5 صفحات 347 و 348 شود.

جمله سازی با منکه ٔ هندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کی نهم اندر قفای کام جهان گام منکه سرا پای صد هزار جهانم

💡 جانب باغ روند اهل تنعم چو ز عشق منکه ویران شده ام جانب ویرانه روم

💡 منت از دیده ندارم پی دیدار بتان منکه شاهد بود از پرده دل مشهودم

💡 منکه در میکده منزل بود از آغازم شاید ار شیخ بمسجد نکند در بازم

💡 منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

💡 ناز قاصد برنتابد عالم یک رنگیم منکه همچون نامه با او همزبانم از لبش

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز