لغت نامه دهخدا
مندل نواز. [ م َ دَ ن َ ] ( نف مرکب ) دهل زن و آنکه دهل می نوازد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مندل شود.
مندل نواز. [ م َ دَ ن َ ] ( نف مرکب ) دهل زن و آنکه دهل می نوازد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مندل شود.
( صفت ) دهل زن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اطلاعاتی که احساس فقدانشان وجود داشت، و میتوانست به توضیح این بپردازد که چگونه خصوصیات از والدین به فرزندان منتقل میشوند را، گرگور مندل فراهم آورد؛ تحقیقاتی که بنیان علم ژنتیک را بنا نهاد. آزمایشهای مندل بر روی چندین نسل از گیاه نخود فرنگی نشان داد که نحوه عملکرد وراثت به این طریق است که در هنگام تشکیل سلولهای جنسی در زمان لقاح، اطلاعات وراثتی جدا شده و مجدداً با هم آمیخته میشوند.
💡 امیلی سنت جان مندل در کوماکس، بریتیش کلمبیا، کانادا متولد و بزرگ شد. وی تا ۱۵ سالگی در خانه و توسط والدینش آموزش میدید. مندل در مدرسه تئاتر و رقص تورنتو در رشته رقص معاصر تحصیل کرد و پس از آن به مونترال رفت. از او تا کنون ۴ رمان به چاپ رسیدهاست. مندل از همسرش جدا شده است. او یکی از نویسندگان مجله اینترنتی میلیونز است. نوشتههای مندل بیشتر در ژانر جنایی هستند.
💡 گروته در سفر نامه خود درباره مردم ارکوازی مینویسد:«آنها از عشایر غرب ایران هستند و زمستان به گرمسیر رفته در اطراف شهر مندلی چادر میزنند.
💡 و من اءعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا؛ (77) و هر كس از ياد مندل بگرداند، در حقيقت، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت.
💡 یک زاده هِتِروزیس نشان میدهد که صفات آن در اثر دورگگیری و ترکیب ژنتیکی پدر و مادر افزایش خواهدیافت. این اثرات را میتواند بخاطر توارث مندلی یا غیرمندلی باشد.