ملامت پیما
مترادفها
ملامتگر، سرزنشکننده، عیبجو
متضادها
ستایشگر، تمجیدکننده، ممدوح
لغت نامه دهخدا
ملامت پیما. [ م َ م َ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) دشنام دهنده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دشنام دهنده
جمله سازی با ملامت پیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غیر میداند سعیدا سبحه دارد در بغل من به زیر دلق، زنار ملامت میکشم
💡 اندرین عشق مرا نیز ملامت مکنید کاین قضاییست بر این سر که ندانم چه قضاست
💡 ما نمى دانيم در تمام آن سال هاى عشق و جنون چگونه ملامت ها را شنيدى و ملامت ها را خريدى؟!
💡 لاله وار آورده ام خار ملامت از ازل من برسوایی علم روز ازل افراشتم
💡 انسان را از فعاليت و ضروريات زندگى بازمى دارد بلكه زبان ملامت مردم را بر او مىگشايد.
💡 6 - تـنـها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند كه در بهره گيرى از آنها ملامت نمىشوند.
💡 او با لحنی ملامت پیما به دوست قدیمی خود نگاه کرد و از اینکه در اوج سختیها کنار او نمانده بود، با کلمات تلخی از او انتقاد کرد.
💡 آن سخنور با بیانی ملامت پیما به وضعیت اقتصادی کشور اشاره کرد و از مسئولین خواست تا برای رفع مشکلات معیشتی مردم اقدامات ملموس و فوری انجام دهند.
💡 پیرمرد با نگاهی ملامت پیما به جوانان شهر خیره شد و از اینکه آنها ارزشهای اصیل فرهنگی و سنتی را فراموش کردهاند، با افسوس بسیار صحبت کرد.