معطلی داشتن

لغت نامه دهخدا

معطلی داشتن. [ م ُ ع َطْ طَ ت َ ] ( مص مرکب ) وقت گرفتن. احتیاج به صرف وقت داشتن: درست شدن این اتومبیل دو ساعت معطلی دارد. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

وقت گرفتن احتیاج به صرف وقت داشتن

جمله سازی با معطلی داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۷ مهٔ ۲۰۱۲ فلیر قراردادی با دبلیودبلیوئی بست و به بخش آموزشی آن، یعنی ان اکس تی پیوست. او نام شارلوت را برای خود انتخاب کرد و اولین حضور تلویزیونی خود را در ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۳ داشت که بیلی را شکست داد. در ادامهٔ همین سال، با بیلی تگ تیم شد و آن دو در ۴ سپتامبر آکسانا و آلیشا فاکس را شکست دادند. در ۱۰ اکتبر بیلی همراه شارلوت در مسابقهٔ او در برابر سانتانا گرت بود که شارلوت برنده شد. در طول مسابقه، سامر ری و ساشا بنکس به رینگ آمدند و از بیلی خواستند به آن‌ها بپیوندد. در هر حال در ۱۳ نوامبر شارلوت به بیلی حمله کرد و باعث شد در برابر سامر ری و ساشا بنکس شکست بخورند. بعد هم بدون معطلی به گروه آن‌ها پیوست. شارلوت بعد از دو ماه غیبت برگشت و مدیر رائی و بنکس شد.

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز