مرو الشاهجان

لغت نامه دهخدا

مروالشاهجان. [ م َ وُش ْ شا هَِ ]( اِخ ) مرو شاهجان. رجوع به مرو و مرو شاهجان شود.

فرهنگ فارسی

مرو شاهجان

جمله سازی با مرو الشاهجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر سو گو مرو چشم تو زانروی که بر مردم فتد از ناتوانی

💡 از ره مرو به ظاهر هموار مردمان در خاکهای نرم بود دام بیشتر

💡 دگر گفت انوشه بدی سال و ماه به مرو اندرون پهلوان سپاه

💡 چنان چون مرو را کسی یار نیست چو کردار او هیچ کردار نیست

💡 گر موی تو را مشک خطا می گویم در تاب مرو که من خطا می گویم

💡 سر ز خدا تافتی هیچ رهی یافتی جانب ره بازگرد یاوه مرو خیر خیر

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز