مرغ پروره

لغت نامه دهخدا

مرغ پروره. [ م ُ غ ِ پ َرْ وَ رَ / رِ ] ( ترکیب وصفی ) مرغ پرواری. مرغ فربه. مرغ سمین:
بگرفت سخت و گفت که این ترب را بود
بی جفت مرغ پروره خوردن مخاطره.سوزنی.چو مرغ پروره مغرورخصمت آگه نیست
از آنکه رمح غلامان تست بابزنش.شهاب الدین مؤید سمرقندی ( از جهانگیری ).

جمله سازی با مرغ پروره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول اللّه صلى الله عليه و آله مى باشد وكناره گيرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاىنيكوى پروردگار مى باشيم؛ و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز