محال خاصه

لغت نامه دهخدا

محال خاصه. [ م َ ل ِ خاص ْ ص َ / ص ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) املاک خاصه. در مقابل دیوان املاک و اراضی متعلق به شخص سلطان: و سایر رسومات از محال خاصه به دستور مستوفی الممالک است. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 60 ).

فرهنگ فارسی

املاک خاصه

جمله سازی با محال خاصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با وجود اين، دعوت و انذار و تبشير چنين كسانى براى اقامه حجت صحيح است، زيرااگر تاءثير دعوت در آنان محال و ممتنع شده است، به خاطر سوء اختيار خودشان است.

💡 استدلال براى محال بودن فرزند داشتن خداى تعالى، در برابر مشركين كهگفتند:(اتخذ اللّه ولدا)

💡 عشق با عقل محال است شود در دل جمع این دو تیغ است که همخانه نگردد هرگز

💡 در آن محال که وهم و گمان مجال ندارد چگونه مور برد ره چگونه مرغ زند پر

💡 وقتى كه اصل مسئله محال نبود، قدرت و اراده خداوند بقيه امور را درست خواهد كرد.

💡 حجاب عقل محال است عشق را که بپوشد چنان که نافة در جیب و طبل زیر گلیم است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران