مجلس محوری
مترادفها
مجلسمحور
فرهنگستان زبان و ادب
{parliamentarism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نظام مبتنی بر قانون اساسی که در آن قانون گذاری و رهبری کشور بر عهدۀ مجلس باشد
جمله سازی با مجلس محوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در نمایشنامه هملت دو زن نقش محوری دارند. اول گرترود مادر هملت و دیگری اوفیلیا معشوق وی. نقش گرترود و اوفلیا در پیرنگ داستانی هملت محرز است.
💡 هزارهها به عنوان یکی از اقوام محوری مقاومت علیه شوروی، نقش مهمی در حملات و عملیاتهای نظامی علیه نیروهای شوروی و دولت کمونیستی افغانستان ایفا کردند. آنها از موقعیت جغرافیایی و کوهستانی مناطق هزارهنشین برای انجام عملیاتهای چریکی بهره بردند. نیروهای مقاومت هزاره، با تکیه بر حمایتهای مردمی و استفاده از تسلیحات سبک، توانستند تلفات و خسارات قابل توجهی به نیروهای شوروی وارد کنند.
💡 برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند که نظام سیاسی فعلی بیش از حد مجلس محوری است و قدرت اجرایی دولتها در برابر تصمیمات پارلمان بسیار محدود شده است.
💡 گذار از یک ساختار ریاستی به یک نظام مجلس محوری میتواند تعادل قدرت را میان نهادهای مختلف سیاسی در یک کشور به شکل جدیدی تغییر دهد.
💡 در دورانهای تاریخی مختلف، رویکردهای مجلس محوری منجر به افزایش نظارت بر دولت و کاهش تمرکز قدرت در دست یک فرد یا نهاد خاص شده است.