دولت بالفعل

مترادف‌ها

حکومت موجود

فرهنگستان زبان و ادب

{de facto government, government de facto} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که با غلبه بر دولت قانونی بر تمام یا بخشی از کشور حاکمیت می یابد

ویکی واژه

دولتی که با غلبه بر دولت قانونی بر تمام یا بخشی از کشور حاکمیت می‌یابد.

جمله سازی با دولت بالفعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شورای نمایندگان خلق - دولت بالفعل آلمان از نوامبر 1918 تا فوریه 1919 - و فرماندهی ارتش عالی قصد داشتند واحدهای باقیمانده را پس از خلع سلاح به یک ارتش در زمان صلح منتقل کنند. در 6 مارس 1919 مجلس ملی وایمار قانونی را در مورد تشکیل ارتش موقت متشکل از 43 تیپ تصویب کرد. این به رئیس جمهور رایش اجازه داد ارتش موجود را منحل کند و یک رایشور موقت تشکیل دهد که تا زمان ایجاد یک نیروی مسلح جدید به دستور قانون رایش، از مرزهای رایش محافظت کند، دستورات دولت رایش را اجرا کند. و صلح و نظم داخلی را حفظ کند.»"

💡 کاشینگ تا سال ۱۷۷۴ که مجلس توسط فرماندار و توماس گیج سرتیپ ارتش بریتانیا جانشین هاچیستون منحل شد، سمت ریاست این مجلس را بدوش داشت. اعضای مجلس بعداً بدون اجازه فرماندار جلسه تشکیل داده و کنگره استانی ماساچوست را ایجاد کردند. الی تصویب قانون اساسی ماساچوست در سال ۱۷۸۰، این نهاد دولت بالفعل ماساچوست را تشکیل می‌داد.

💡 با تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی در کشور، دولت بالفعل با چالش‌های بسیار بزرگی برای حفظ ثبات و کسب مشروعیت روبرو شد.

💡 سازمان‌های بین‌المللی باید در تعاملات خود با دولت بالفعل، توازن میان اصول حقوق بشری و واقعیت‌های سیاسی موجود در آن کشور را رعایت کنند.

💡 شناسایی دقیق قدرت و نفوذ دولت بالفعل در معادلات منطقه‌ای، برای تدوین استراتژی‌های دیپلماتیک موثر توسط سایر کشورها بسیار حیاتی و ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران