لغت نامه دهخدا
مجارات کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برابری کردن. رقابت کردن. هماوردی کردن:
به نوک کلک گهر را جگر همی سفتن
به گام صیت مجارات با صبا کردن.کمال الدین اسماعیل.
مجارات کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برابری کردن. رقابت کردن. هماوردی کردن:
به نوک کلک گهر را جگر همی سفتن
به گام صیت مجارات با صبا کردن.کمال الدین اسماعیل.
۱ - با هم رفتن.۲ - با هم برابری کردن. ۳ - با یکدیگر سخن گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این داستان در مورد تأثیر مدیریت حقوق دیجیتال (DRM) بر نیازهای دانشجویان است، هنگامی که لیزا (یکی از شخصیتهای داستان) از دن هالبرت (شخصیت دیگر داستان) درخواست میکند که رایانهاش را به او قرض دهد. رایانهٔ لیزا خراب شده بود و اگر او نمیتوانست رایانهای را قرض کند، در پروژهٔ میانترمش مردود میشد. دن در وضعیت دشواری قرار میگیرد که مجبور است به لیزا کمک کند؛ اما اگر رایانهاش را به او قرض دهد، ممکن است لیزا کتابهایش را بخواند. در شرایطی که اجازهٔ خواندن کتابهای خریداری شده توسط شخصی به دیگری، مجارات حبس دارد.