متیم الهاشمیه

لغت نامه دهخدا

متیم الهاشمیه. [ م ُ ت َی ْ ی َ مُل ْ ش ِ می ی َ ] ( اِخ ) دختر عبداﷲبن اسماعیل مواکبی، شاعر معروف و ادیب. وی آوازی خوش داشت و در مصر به دنیا آمد و در آنجا نشو و نما یافت و ادب آموخت. به خدمت مأمون عباسی درآمد و مأمون بیشتر وی رانزد خود میخواند. متیم برای او آواز میخواند و افسانه میگفت و بعد خدمت معتصم را گزید و با وی به سامره رفت سپس به بغداد و مدتی درآنجا مقیم شد. وی به سال 224 هَ.ق. درگذشته است. ( از اعلام زرکلی 3 ص 834 ).

فرهنگ فارسی

دختر عبدالله بن اسماعیل مواکبی

جمله سازی با متیم الهاشمیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبی که دو برادر به امان رسیدند، پدرم با من تماس گرفت و گفت: برو و به آنها سلام کن و به آنها اطمینان بده که امنیت آنها در اردن تضمین شده است. نزد دو برادر رفتم و به آنها خوش‌آمد گفتم و خود را فرماندهٔ یگان‌ویژه معرفی کردم و به آنها گفتم یکی از یگان‌های این نیرو محافظ آنهاست. ما دو مهمان داریم و این وظیفه ماست. اما آنچه در سفرم به بغداد دیده بودم باعث شد بدانم این دو چه جور مردمی هستند و تصمیم گرفتم از آنها فاصله بگیرم. اگرچه همسایه بودیم و من و رانیا در خانه جدیدمان در نزدیکی الهاشمیه زندگی می‌کردیم، اما حسین کامل و دو دختر صدام حسین را احتمالاً فقط سه بار در مدتی که در امان بودند ملاقات کردم.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز