لغت نامه دهخدا
مال مستی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) غرور و نخوت بواسطه دولت و ثروت. ( ناظم الاطباء ) ( از جانسون ). و رجوع به مال مست شود.
مال مستی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) غرور و نخوت بواسطه دولت و ثروت. ( ناظم الاطباء ) ( از جانسون ). و رجوع به مال مست شود.
غرور و نخوت بواسطه دولت و ثروت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان مستی و بیهوشی همی کاوست چگونه باز داند پوست از پوست
💡 هر چه الکل در خون شما در یک زمان بیشتر باشد، احساس مستی بیشتری خواهید داشت.
💡 اهلی دل تو چاره مستی چه میکند گو نیست شو که ما و تو از هست رفته ایم
💡 در مستی اگر ببرد خوابم شاید می دیده ببندد ارچه دل بگشاید
💡 پیش از مستی هر آنچم اندر دل هست میگویم تا باز نگوئی شد مست
💡 می کند نرگس بیمار تو غمخواری دل همچو مستی که بپرسیدن بیمار آید