ماست مالی کردن
مترادفها
وقت تلف کردن، کار بیهوده کردن
متضادها
حقیقتگویی، بیپرده گفتن
لغت نامه دهخدا
ماست مالی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امری را که ممکن است موجب مرافعه و نزاع شود لاپوشانی کردن و آن را مورد توجیه و تأویل قرار دادن. رفع و رجوع کردن. سروته کاری را به هم آوردن و ظاهر قضایا را به نحوی درست کردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). به نحوی خطایی را پوشانیدن. به زرنگی و چربدستی عیوب کسی را پوشیدن. پوشانیدن خطایی یا عیبی و غیره. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (حامص. ) رفع و رجوع کردن، لاپوشی کردن.
فرهنگ فارسی
امری را که ممکن است موجب نزاع شود لاپوشانی کردن و آنرا مورد توجیه و تاویل قراردادن رفع و رجوع کردن.
ویکی واژه
رفع و رجوع کردن، لاپوشی کردن.
جمله سازی با ماست مالی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه شب شمع رخت روشنی دیده ماست ای خوش آن کس که چنین چشم و چراغی دارد
💡 تو دانی که مغرب به فرمان ماست جهان سر به سر زیر پیمان ماست
💡 8- سرچشمه كيفر و انتقام او، عملكرد ماست، وگرنه او عزيزى است كه هيچ كمبودى ندارد. (عزيز ذوانتقام )
💡 شب هست و شراب هست و چاکر تنهاست برخیز و بیا جانا کامشب شب ماست
💡 اینها همگی لازمهٔ هستی ماست خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را
💡 لم يلد نزاده است كسى را، رد يهود است كه گفتند: عزير پسر خداست. ولميولد و زاده نشده است رد نصارى است كه گويند: عيسى بن مريم خداى ماست. ولميكن له كفوا احد و نيست و نبوده او را همتا، رد مجوس است كه گفته اند: او را همتاست وقائل به خداى خير و شر شده اند.
💡 مدیر شرکت سعی داشت با ماست مالی کردن اشتباهات بزرگ تیم مدیریت، از خشم سهامداران جلوگیری کند، اما نقشه او با شکست مواجه شد.
💡 ما نمیتوانیم با ماست مالی کردن مشکلات ساختاری و ریشهای سازمان، به دنبال حل کردن بحرانهای اقتصادی و مدیریتی که با آنها روبرو هستیم باشیم.
💡 او با ماست مالی کردن تمام سوءرفتارهای گذشته خود، سعی کرد جایگاه اجتماعیاش را در میان دوستان و آشنایان دوباره بازسازی کند.