مات زدن

لغت نامه دهخدا

مات زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مات شدن و ساکن ماندن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). حیران شدن. سرگشته شدن. رجوع به مات و ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) حیران شدن سرگشته شدن.
مات شدن و ساکن ماندن

جمله سازی با مات زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو رخ به رخ نه و از شاه مات ایمن باش که من به دولت وصل تو عرصه برچینم

💡 زاردی بهشت برد تموز عدم حیات خرداد مانده زآذر مرداد هجر مات

💡 منزل فقر ترا خانه مات آمد و هست عشق شاهی که از آن خانه بدر نگذارد

💡 چون مات برد ماست همه کس حریف ماست وانجا که نیستیست همه عین هست ماست

💡 تا در طلب مات همی کام بود هر دم که برون ز ما زنی دام بود

ایذه یعنی چه؟
ایذه یعنی چه؟
مخا یعنی چه؟
مخا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز