لغت نامه دهخدا
لنژپیر. [ ل ُ ژِ ی ِ ] ( اِخ ) هیلر برناردو.شاعر درام نویس فرانسه، مولد دیژن ( 1659-1721 م. ).
لنژپیر. [ ل ُ ژِ ی ِ ] ( اِخ ) هیلر برناردو.شاعر درام نویس فرانسه، مولد دیژن ( 1659-1721 م. ).
شاعر و درام نویس فرانسه. مولد دیژن.
💡 پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس دیدن تیر در آغوش کمان ما را بس
💡 گر از غم صد چو ماه کنعانم بود می گفتم من که پیر کنعانم
💡 هر چند که با فکر جوانیم که بودیم در پیروی پیر مغانیم که بودیم
💡 قانع شو و متابعت عقل پیر کن کز بند غم جز او نگشاید دل ترا
💡 نگذار آن دستهای پیر و چروکیده، تو را هم توی آینه بِکشند!