لغز خوان

لغت نامه دهخدا

لغزخوان. [ ل ُ غ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) لغازخوان. عیب کننده از روی عناد و حسد و پرادعائی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که از دیگران عیب گیرد لغاز خوان

جمله سازی با لغز خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از خوان خود ای توانگر حسن در حق گدا بنان نکویی

💡 آن پیرمرد که در گوشه بازار نشسته بود، به عنوان یک لغز خوان مشهور شناخته می‌شد و هر روز معماهای بسیار پیچیده‌ای برای مردم می‌خواند.

💡 در داستان‌های قدیمی، لغز خوان نقش بسیار مهمی در پیشبرد داستان داشت و با حل هر معما، مسیر جدیدی برای قهرمان داستان باز می‌کرد.

💡 برای سرگرم کردن حاضران در مجلس، آن شاعر ماهر نقش یک لغز خوان را ایفا کرد و با بیان معماهای دشوار، همه را به هیجان آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران