لغت نامه دهخدا
لغزگو. [ ل ُ غ َ ] ( نف مرکب ) لغزخوان.
لغزگو. [ ل ُ غ َ ] ( نف مرکب ) لغزخوان.
( صفت ) کسی که از دیگران عیب گیرد لغاز خوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانا ندهد گوش بافسانه و تاریخ کافسانه لغز باشد و تاریخ معماست
💡 این لغز بر تو اگر حل نکند ابن یمین نتوانی بدر آوردن الی یوم خروج
💡 قصر فنا اگر چه ز اوهام برتر است یک لغز وار بیش ندیدم کمند او
💡 فرمود: اى فرزند آدم، بياد آور لحظات مرگ و خوابگاه خود را در قبر، همچنين بياد آوركه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهندداد، در آن روزى كه قدمها لرزان و لغزان مى باشد.
💡 فرمود: اى فرزند آدم، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آوركه درپيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهندداد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.