لغت نامه دهخدا
قوی اوصلو. [ ] ( اِخ ) قوی حصارلو. نام یکی از طوایف یازده گانه که در تنکابن ساکنند. ( جغرافیای سیاسی کیهان ).
قوی اوصلو. [ ] ( اِخ ) قوی حصارلو. نام یکی از طوایف یازده گانه که در تنکابن ساکنند. ( جغرافیای سیاسی کیهان ).
یاقوی حصارلو. نام یکی از طوایف یازده گانه که در تنکابن ساکنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در رواياتى، آمده كه هر كس بر پيامبر صلوات بفرستد، خدا و فرشتگان هم بر اوصلوات مى فرستند و در روز قيامت، از نزديكترين افراد به پيامبر است.(422)
💡 ماءمورين چون از اين منزلت و مقام سعيد آگاهى يافتند شروع كردند بمعذرت طلبيدن ودست و پاهاى او را مى بوسيدند و از خاك پاهايش براى تبرك برداشته و براى اوصلوات مى فرستادند.