قند فیر

لغت نامه دهخدا

قندفیر. [ ق َ دَ ] ( معرب،اِ مرکب ) گنده پیر و این معرب آن است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). معرب گنده پیر. ( المعرب جوالیقی ص 272 ). عجوز. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

گنده پیر و این معرب آن است

جمله سازی با قند فیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محلهٔ کارخانهٔ قند ورامین یکی از محله‌های شهر ورامین محسوب می‌شود که به دلیل پدید آمدن در اطراف این کارخانه در میان مردم بومی به این نام شناخته می‌شود.

💡 بجز دهان لطیفت که با نسیم گل است ندید دیده مردم گلاب‌دان از قند

💡 نوش می‌ریزد حدیثت در گزند خویشتن تلخ از آن گویی که داری پاس قند خویشتن

💡 تکرارکنم مدح تو شاها که مدیحت قندست و همان به‌ که شود قند مکرر

💡 بر روی نمونه گرفته شده از سرخ‌رگ می‌توان آزمایش‌های معمول خون از قبیل آزمایش قند خون و بیلیروبین را نیز انجام داد.

💡 ای پای تا به سر چونی قند دلپسند افغان که طعمهٔ مگسانست قند تو

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز