لغت نامه دهخدا
قلعه سرخاب. [ ق َ ع َی ِ ؟ ] ( اِخ ) قلعه ای است از عراق و این در کتب تواریخ مثل مطلع السعدین و غیره مسطور است. ( آنندراج ).
قلعه سرخاب. [ ق َ ع َی ِ ؟ ] ( اِخ ) قلعه ای است از عراق و این در کتب تواریخ مثل مطلع السعدین و غیره مسطور است. ( آنندراج ).
قلعه ایست از عراق و این در کتب تواریخ مثل مطلع السعدین و غیره مسطور است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سهراب یا سرخابیکم از نخستین شاهان سلسله باوندیان طبرستان بود. وی حدود ۴ دهه در جنوب شرقی مازندران حکومت کرد.
💡 رود سرخاب است و تبریز این که پنداری کنون کعبه و زمزم بود یا جنت و کوثر بود
💡 سرخاب روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد.
💡 سرخاب روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان نیر، بخش مرکزی، دهستان دورسون خواجه قرار دارد.
💡 گر بود سرخاب فرزندت نه من روئین تنم ور تو داری مجلس سامی نه من زال زرم
💡 هر شام و سحر عکس گل و نسترن از باغ سرخاب و سفید آب کند روی هوا را