لغت نامه دهخدا
قصیده سرائی. [ ق َ دَ / دِ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل قصیده سرا.
قصیده سرائی. [ ق َ دَ / دِ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل قصیده سرا.
عمل قصیده سرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین قصیده شها یکنظر به لطف ببین که بحر طبعم هی گوهر افکند به کنار
💡 آوردم این قصیده ره آورد و، در رهم افشانده سیم و ریخته زر ماه و آفتاب
💡 بدین قصیده سزد گر زیادتی یابم که لفظهاش بدیع است و وصفهاش عِجاب
💡 این عقد گوهری که به نام تو بسته ام بازار هر قصیده در اقطار بشکند
💡 این نخل بی ثمر که بچشمت بود عیان باشد همان قصیده که شد در جهان سمر