لغت نامه دهخدا
قصب بوا. [ ] ( اِ ) قصب الذریرة است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به قصب الذریرة شود.
قصب بوا. [ ] ( اِ ) قصب الذریرة است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به قصب الذریرة شود.
قصب الذریره است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حیرتم که با همه بیقوتی چه سان از یادت ای نگار قصب پوش رفته ام؟!
💡 چو لفظ من شکرست و معانیم گوهر قصب کجا شد و خارا چو اسب و زین ندهند
💡 ای ملک جانها قسم تو رسم بتان با اسم تو در پیرهن از جسم تو یک آسمان مه در قصب
💡 چه حاجتش به حریر و قصب که بر سرو بر پرند پوشش آن زلف و پرنیان کاکل
💡 لباس من به بهاران ز توزی و قصب است ………. به تیر ماه خز قیمتی و قز سمور