قصاب کتی

لغت نامه دهخدا

قصاب کتی. [ ق َص ْ صاک ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل است. این ده در 9000 گزی شمال باختری آمل و 1000 گزی باختر شوسه آمل به محمودآباد و در دشت واقع شده و هوایی معتدل مرطوب مالاریائی دارد. سکنه ٔآن 180 تن. آب آن از چشمه بولیده و فاضلاب هلی کتی ومحصول آن برنج، کنف، حبوبات، و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل. این ده در ۹٠٠٠ گزی شمال باختری آمل و ۱٠٠٠ گزی باختر شوسه آمل به محمود آباد و در دشت واقع شده و هوایی معتدل مرطوب مالاریایی دارد.

جمله سازی با قصاب کتی

💡 باز، منصرف شده، گفتم: آن را بكشم و براى زن و فرزندم خوراك تهيه كنم. قورمهكنم. اما همين كه آتش افروختم و كارد تيز شد و قصاب آستين بالا زد، شتر گفت: اگرمرا پر گوشت پنداشته اى، دوباره خوب نگاه كن !

💡 كوفى به خدمت امام (ع ) آمده و جريان را به عرض آن حضرت رسانيد و باهم بر در دكانقصاب رفتند. قصاب با خوشحالى پرسيد: شما از كوفه شهر مولاى من امير مؤ منانهستيد؟

💡 على (ع ) به حاضران فرمود: اين قصاب و اين شخص را كه خود راقاتل معرفى مى كند نزد حسن (ع ) ببريد تا او قضاوت كند، آنها به حضور امام حسن (ع )آمدند و جريان را گفتند، امام حسن (ع ) فرمود:

💡 دلیل راه عاشق را چو خاموشی نمی‌باشد مگو قصاب بی‌جا این قدر افسانه صحرا

💡 آن‌قدر قصاب می‌دانم که از کون و مکان عشق را می‌خواهد و بسیار می‌خواهد دلم

💡 هجر را قصاب تدبیری به غیر از وصل نیست فکر درد بی‌دوا از من نمی‌آید دگر

اج یعنی چه؟
اج یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز