قصاب بوستانی

لغت نامه دهخدا

قصاب بوستانی. [ ق َص ْ صا ] ( اِخ ) نام یکی از دههای بارفروش. رجوع به ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 158 شود.

فرهنگ فارسی

نام یکی از دههای بارفروش

جمله سازی با قصاب بوستانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عجب دارم از شاخ نازک که دارد درین حال برگ گل بوستانی

💡 مرا بوصل خود ای میوه دل آبی ده ازآنکه بر ندهد هیچ بوستانی خشک

💡 از طراوت بوستانی را گلش سیراب کرد تشنه آن چهره آتش فشان ما همچنان

💡 ماه ما را آسمانی دیگر است، سرو ما را بوستانی دیگر است

💡 بسی دیدم که گلهای معین روید از بستان ندیدم بوستانی کاندران مشک ختا روید

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز