قشه رشه

لغت نامه دهخدا

قشه رشه. [ق َ ش َ / ش ِ رَ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) جمعی بی سروپا. بوش. ( یادداشت مؤلف ). غشه رشه. رجوع به غشه رشه شود.

فرهنگ فارسی

جمعی بی سر و پا بوش

جمله سازی با قشه رشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدیر کل فائو آقای ژاکوب دیوف می‌گوید بحران خاموش گرسنگی یک ششم انسان‌های کره زمین را درگیر کرده و صلح و امنیت را به مخاطره انداخته‌است و ما به یک تلاش گسترده و سریع و اجماع جهانی برای رشه کنی گرسنگی در جهان نیازمندیم.

💡 مدیر کل فائو آقای ژاکوب دیوف می‌گوید بحران خاموش گرسنگی یک ششم انسان‌های کره زمین را درگیر کرده و صلح و امنیت را به مخاطره انداخته است و ما به یک تلاش گسترده و سریع و اجماع جهانی برای رشه کنی گرسنگی در جهان نیازمندیم.

💡 ای همه وهم و گمان در الم رفتگان رشه‌کن و جامه در، یشم‌کسی‌کنده نیست

💡 رشه ده، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مریوان در استان کردستان ایران است.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز