قراول رفتن
مترادفها
نگهبانی دادن، پاسبانی کردن، مراقبت کردن
لغت نامه دهخدا
قراول رفتن. [ ق َ وُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نشانه رفتن. نشانه گرفتن تیر با تفنگ.
فرهنگ فارسی
نشانه رفتن نشانه گرفتن
جمله سازی با قراول رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا در دهستان قراولان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱٬۰۷۸ نفر (۲۹۲ خانوار)
💡 این روستا در دهستان قراولان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست.
💡 در گذشتههای دور، بسیاری از مردمان برای تأمین معاش و گذران زندگی خود، به کارهای سخت و طاقتفرسا مانند قراول رفتن در دروازههای قصرهای بزرگ میپرداختند.
💡 او تصمیم گرفت برای مدتی از کار خود دست بکشد و به عنوان یک نگهبان ساده، در یک کارخانه بزرگ در شهر مشغول قراول رفتن شود.
💡 اگرچه امروزه مشاغل مختلفی ایجاد شده، اما هنوز برخی افراد برای امنیت مالی بیشتر، به کارهای شبانهروزی و سخت مانند قراول رفتن در اماکن عمومی روی میآورند.