نزدیک رفتن

مترادف‌ها

نزدیک شدن، تقرب جستن

متضادها

دور شدن

لغت نامه دهخدا

نزدیک رفتن. [ ن َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پیش رفتن. جلو رفتن. جلو آمدن. رجوع به نزدیک شود.

فرهنگ فارسی

پیش رفتن جلو رفتن جلو آمدن.

جمله سازی با نزدیک رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کیم جی سوک نایب رئیس و برنامه‌ریز اجرایی جشنواره فیلم بوسان کره جنوبی در حالی که برای حضور در جشنواره کن ۲۰۱۷ به فرانسه سفر کرده بود در سن ۵۷ سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت. منابع نزدیک به جشنواره کن اعلام کرده‌اند که «کیم جی سوک» روز پنج شنبه به دلیل احساس درد در ناحیه قفسه سینه ترجیح می‌دهد به جای همراهی همکارانش و رفتن به جشنواره در آپارتمان اشتراکی در کن بماند. زمانی که همکاران او به آپارتمان بازمی‌گردند با بدن بی‌جان او مواجه می‌شوند.

💡 برآ از خویش و در گلزار مقصد کامرانی کن ز خود رفتن به سالک می‌کند نزدیک منزل را

💡 با نزدیک رفتن به پایان فصل زمستان، هوا به تدریج گرم‌تر شده و گیاهان در باغ‌های مختلف شروع به جوانه زدن و رشد کردن می‌کنند.

💡 دانشمندان با استفاده از تلسکوپ‌های قدرتمند، تلاش می‌کنند تا با نزدیک رفتن به هدف خود، جزئیات بیشتری از سطح سیارات دوردست در کهکشان‌ها کشف کنند.

💡 با نزدیک رفتن به موعد برگزاری انتخابات، بحث‌های سیاسی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به شدت افزایش یافته و مردم بسیار مشتاق شنیدن برنامه‌ها هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران