قبه ٔ فلک

لغت نامه دهخدا

قبه فلک. [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از معدل النهاراست که فلک نهم باشد و عربان عرش گویند. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

کنایه از معدل النهار است که فلک نهم باشد و عربان عرش گویند.

جمله سازی با قبه ٔ فلک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در خنجر تو قبه شود قبضهٔ خورشید بر نیزه تو عقده شود عقدهٔ تنین

💡 بخرام سوی من، که ز بهر خرام تو بستم هزار قبه ز کشمیر و قندهار

💡 ((وليد بن يزيد بن عبدالملك بن مروان، به كفر والحاد مشهور و عنادش آشكار بود و دراطراح و انكار دين هيچ واهمه اى نداشت. او تصميم گرفت قبه اى بر روى كعبه بسازد ودر آن شراب بنوشد و در همان حال، طواف كنندگان را نظاره كند.

💡 گنبد طلایی قبه درست بر روی صخره قرار گرفته است. در صحن صخره، هشت چاه وجود دارد.

💡 درگه او ارجمند، قبه او سربلند منظر او دل‌نشین، عرصه او دل‌گشا

💡 17 - محمد بن ادريس شافعى، پيشواى مذهب شافعيه و متوفاى 204. قبر او در (قرافه) مصر، زيارتگاه مردم است و قبه و ضريح دارد.(120)

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز